زني بيست و سه ساله هستم.اينجا كنج خانه ام در جايي آرام و دور نشسته ام من اينجا نشسته ام و از طريق اين وبلاگ و يا اين نشريه الكترونيكي اين امكان را دارم كه ديگران را از افكار و انديشه هايم باخبر كنم و شايد از اين راه دوستاني همفكر و يا كساني كه من را در اين راه ياري كنند بيابم.در ذهنم آنقدر مسائل مختلف با هم كلنجار مي روند كه در يك زمان مي خواهم در مورد همه آنها بنويسم.مثل حرف زدنم و نتيجه اين مي شود كه حرفهايم بريده بريده و از هم گسيخته مي شود، در اين صورت نه تنها با حرف زدن از نگراني و اضطرابم كم نمي شود بلكه چندين برابر به آن افزوده مي شود. به نظر من تا زماني كه من درك درستي از خودم، دنياي درونم و آنچه كه در من مي گذرد نداشته باشم هرگز نمي توانم دنياي بيرونم و اطرافم را آنطور كه هست و بايد درك كنم!در اين وبلاگ در مورد خودم و هر آنچه كه فكرم را مشغول كرده است خواهم نوشت، بدون آنكه خطاب به شخص خاصي باشد از دغدغه هايم خواهم نوشت از نگراني هايم و از افكارم شايد اين نوشتن باعث شود افكار نامنظمم را سر و سامان بدهم افكار نادرست را كنار گذاشته و افكار درست را طبقه بندي كنم. سعي مي كنم به اصلي كه اين وبلاگ بر پايه آن شكل گرفته است پايبند باشم ،اينكه هرگز از بيان افكارم ترسي نداشته باشم و هيچوقت مجبور به پنهان كردن آنها نباشم!
تا زماني كه حرفي براي گفتن داشته باشم در اين صفحه خواهم نوشت.
