تبليغاتX
گلاویژ
اتاقی از آن من

چه فایده دارد٬ بی فایده ست!
نوشته شده توسط گلاویژ در ساعت 11:59 قبل از ظهر | لینک  | 

 شايد لازم باشه اسم اينجا رو از "اتاقي از آن من" به "روزمرگي هاي من"* تغيير بدهم. اينقدر به نبودن اين اتاق در دنياي واقعي عادت كرده ام كه بودن آن در دنياي مجازي گيجم كرده، نمي دانم دارم در مورد چي و يا از چي حرف مي زنم، دچار روزمرگي شدم و از اين بابت اصلن احساس خوبي ندارم!

*همش"من" ٬"من". کی می شه که از دست این "من" خلاص بشوم و در مورد چیزی غیر از "من" بنویسم؟

نوشته شده توسط گلاویژ در ساعت 2:8 بعد از ظهر | لینک  | 

شوهرم براي چند روز رفته مسافرت،من هم تصمیم گرفتم که توی این مدت به كارهاي عقب افتاده ام برسم،مي توانم تا هر وقت كه دلم بخواهد با كامپيوتر كار كنم! كتاب بخوانم، فيلم نگاه كنم، موسيقي مورد علاقه ام را گوش كنم و از همه مهمتر آشپزي، شستن و رفتن تعطيله و به جاي صبحانه، نهار و شام، خوردن پفك ، چيپس، بستني و كاكائو واقعن مي چسبه!!

  دلم براي شوهرم تنگ مي شه، ولي هر چند وقت يكبار اين مسافرت هاي مجردي براي هر كدام از ما فرصتي است تا به دور از همديگر نفسي تازه كنيم!

نوشته شده توسط گلاویژ در ساعت 1:48 بعد از ظهر | لینک  | 

"وقتی فاصله ی ميان دل و زبان کم شود٬ اظهار عشق؛ تنفر و يا نظاير اينها مشکل نيست."

*مطلب جایگزین شد.

نوشته شده توسط گلاویژ در ساعت 1:18 بعد از ظهر | لینک  | 

"اگر در كلمات درمانده و بي پناه و از نفس افتاده ي اين كتاب كوچك اندك

حرمتي هست، باري با فروتني تمام آن را پيشكش مي كنم به زن ها.

به همه زن ها.

اين تنها ساكنان سمت روشن و معصوم و معنا دار زندگي!"

(حكايت عشقي بي قاف بي شين بي نقطه، مصطفي مستور)

نوشته شده توسط گلاویژ در ساعت 10:46 قبل از ظهر | لینک  | 

سينه مالامال درد است، اي دريغا مرهمي

دل ز تنهايي به جان آمد، خدا را همدمي

"حافظ"

نوشته شده توسط گلاویژ در ساعت 11:29 قبل از ظهر | لینک  | 

ديروز توي يك كتابفروشي در بين كتاب هاي آموزشي كتاب "دكتر ژيواگو" را ديدم. در اين كتاب تمام ديالوگ هاي فيلم "دكتر ژيواگو" به دو زبان فارسي و انگليسي نوشته شده بود٬ این کتاب را به همراه كاست صوتي فيلم مي فروختند.

*فيلم "دكتر ژيواگو" را بعد از مدتها دوباره نگاه كردم.

**دارم دنبال كار مي گردم،به استقلال ماليش نياز دارم. توي يك دفتر حقوقي به عنوان تايپيست كار پيدا كردم. (فقط پيشرفت رو داشته باشيد!!)

*** "صاحب" موافقت نفرمودندي!!

نوشته شده توسط گلاویژ در ساعت 12:51 بعد از ظهر | لینک  | 

دورنم ملتهبه، توي اين يكي دو ساعت دوش آب سرد گرفتم، چهار تا راني سرد آناناس با مقدار زيادي آب سرد و يخ خوردم! اما هنوز انگار دارم از درون آتش مي گيرم.

 

*من از آناناس متنفرم و هميشه راني پرتقال مي خوردم ، ولي شوهرم مي گه كه بايد به مزه هاي جديد هم عادت كنم!!

**ظاهرن به قول بعضي ها گفتني "مجبورم" !!!

نوشته شده توسط گلاویژ در ساعت 2:3 بعد از ظهر | لینک  | 

شما فيلم پدر خوانده رو ديدين؟

فيلم قشنگيه، خيلي وقت بود كه دلم مي خواست اين فيلم رو داشته باشم. ديروز بلاخره پدرخوانده يك ، دو و سه رو گرفتيم. موقع خريد از فروشنده خواستم كه نسخه زبان اصلي فيلم رو به ما بده. با يه حالتي برگشت، به من نگاه كرد و گفت:" يعني سانسور نشده ش؟" يه جوري كلمه "سانسور نشده" را به كار برد كه چندشم شد.

وقتي يك فيلم چندين جايزه مي برد و محبوبيت جهاني پيدا مي كند ، من دلم مي خواهد آن را به طور كامل و بدون هيچ تحريفي ببينم، با اينكه زبان انگليسم زياد خوب نيست و فهميدن فيلم در اغلب موارد براي من مشكل است ولي بازهم ترجيح مي دهم نسخه اصلي فيلم را ببينم، تا يك نسخه دوبله شده غير قابل اعتماد!

من به هيچ وجه طرفدار فيلمهاي مستهجن نيستم، براي من ارزش خود فيلم خيلي بالاتر از چند سكانس و يا صحنه است. ولي با اين جور سانسور كردن ها هم موافق نيستم چون به نظرم به معني ناديده گرفتن واقعيات زندگي است.

شايد هم بر طبق گفته شوهرم من دارم اشتباه مي كنم!

نوشته شده توسط گلاویژ در ساعت 1:3 بعد از ظهر | لینک  | 

"نرم افزار چند رسانه اي لسان الغيب حافظ نگارش ۳ توسط شركت نيستان جم وارد بازار شده است. صحيح ترين نسخه صوتي غزليات حافظ همراه با شيواخواني، شمرده خواني همراه با سنديت علمي، متن خوشنويسي شده اشعار حافظ و محيط كار زيبا شماري از توانمندي هاي اين نرم افزار به حساب مي آيند. شرح بيت به بيت كليه غزليات حافظ و ترجمه انگليسي آنها و امكان جست و جو به همراه تصنيف ها و آوازهاي خوانده شده از اين اشعار از امكانات جديد لسان الغيب ۳ مي باشد. متن كامل مثنوي معنوي و ديوان غزليات شمس و امكان مشاعره از ديگر نكات قابل تأمل اين لوح فشرده است. متن كامل غزليات حافظ در اين مجموعه با صداي استاد موسوي گرمارودي قرائت شده است."

 

 

*اين نرم افزار رو به ما هديد دادند ( البته به من نه، به شوهرم) و من به خاطر اين كه نسبت به حافظ ارادت قلبي دارم، از این بابت خيلي خوشحالم!! واقعن هديه باارزشيه.

**مطالب بالا رو راجع به اين نرم افزار در روزنامه همشهري خواندم.

***اين نرم افزار در  دومين جشنواره نرم افزارهای چند رسانه ای در بخش تاريخ و هنر در تاريخ 19 بهمن 1383 مقام سوم را كسب كرده است.

نوشته شده توسط گلاویژ در ساعت 12:54 بعد از ظهر | لینک  | 

چه بگويم؟ سخني نيست                                                                    

 

مي وزد از سر اميد، نسيمي؛
ليك تا زمزمه اي ساز كند
در همه خلوت صحرا
به روش
ناروني نيست
چه بگويم؟ سخني نيست

 
***
پشت درهاي فرو بسته
شب از دشنه دشمني پر
به كنج انديشي
خاموش
نشسته ست
بام ها
 
زيرفشار شب
كج،
كوچه
از آمد و رفت شب بد چشم سمج
خسته ست


***
چه بگويم ؟ سخني نيست

در همه خلوت اين شهر،آوا
جز زموشي كه دراند كفني
نيست
و نذر اين ظلمت جا
جز سيا نوحه شو مرده زني
نيست

ور نسيمي جنبد
به رهش نجوا را
ناروني نيست
چه بگويم؟
سخني نيست...

 

"احمد شاملو"

نوشته شده توسط گلاویژ در ساعت 6:26 بعد از ظهر | لینک  | 

میرزا پیکوفسکی نوشته بود:

"چه کسی ارزش آن را دارد که به ‌خاطرش بین بودن و نبودن انتخاب کنیم؟ چه چیز؟ چه حرفی؟ چه ارزشی؟"

من اين سوال رو بارها ازخودم پرسيدم، واقعن چه كسي ؟ چه چيز؟ چه حرفي؟ چه ارزشي؟

نوشته شده توسط گلاویژ در ساعت 12:31 بعد از ظهر | لینک  |