تبليغاتX
گلاویژ - سفر
اتاقی از آن من

"من آن موجم كه آرامش ندارم

به آساني سر سازش ندارم

هميشه در گريز و در گذارم

نمي مانم به يك جا ، بيقرارم

سفر يعني من و گستاخي من

هميشه رفتن و هرگز نماندن

هزاران ساحل و ناديده  ديدن

به پرسش هاي بي پاسخ رسيدن

من از تبار دريا

 از نسل چشمه سارم

رهاتر از رهايي

حصار بي حصارم

ساحل حصار من نيست

پايان كار من نيست..."

 

دلم مي خواهد اين امكان رو داشته باشم كه دنيا رو با چشم هاي خودم ببينم و لمس كنم و لذت ببرم! با تك تك سلولهاي بدنم لذت اين گشتن و ديدن رو احساس كنم. بايد احساس بي نظيري باشه!

 

نوشته شده توسط گلاویژ در ساعت 10:44 قبل از ظهر | لینک  |